ما ز بالاییم و بالا می رویم
غزل شمارهٔ ۱۶۷۴
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آن جا و از این جا نیستیم
ما ز بیجاییم و بیجا می رویم
لااله اندر پی الالله است
همچو لا ما هم به الا می رویم
قل تعالوا آیتیست از جذب حق
ما به جذبه حق تعالی می رویم
کشتی نوحیم در طوفان روح
لاجرم بیدست و بیپا می رویم
همچو موج از خود برآوردیم سر
باز هم در خود تماشا می رویم
راه حق تنگ است چون سم الخیاط
ما مثال رشته یکتا می رویم
هین ز همراهان و منزل یاد کن
پس بدانک هر دمی ما می رویم
خواندهای انا الیه راجعون
تا بدانی که کجاها می رویم
اختر ما نیست در دور قمر
لاجرم فوق ثریا می رویم
همت عالی است در سرهای ما
از علی تا رب اعلا می رویم
رو ز خرمنگاه ما ای کورموش
گر نه کوری بین که بینا می رویم
ای سخن خاموش کن با ما میا
بین که ما از رشک بیما می رویم
ای که هستی ما ره را مبند
ما به کوه قاف و عنقا می رویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
جواد نوشته:
ای که هستی ما ره را مبند در بیت آخر به نظر درست نمی آید (به گوش درست نمی آید).
اتیه نوشته:
مصرع اول بیت آخر درست است…که را باید با ضمه بر روی ک خواند که به معنای کوه است.
سروش امین نوشته:
قل تعالوا آیتیست از جذب حق: اشاره به آیت ۱۵۱ سورۀ الانعام. قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا ۖ…الخ
بگو: بیایید تا آنچه خدا بر شما حرام کرده همه را بر شما بخوانم، و آن اینکه به هیچ وجه شرک به خدا نیاورید.
حسین نوشته:
سو الخیاط:
اشاره به مثل خدا در قرآن آیه ی ۴۰ سوره ی اعراف
إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَاسْتَکْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَلاَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّی یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ
همانا کسانی که آیات ما را تکذیب کرده و در برابر آنها تکبّر ورزیده اند، درهای آسمان بر روی آنان گشوده نمی شود، و به بهشت در نمی آیند مگر اینکه شتر در سوراخ سوزن داخل شود. و مجرمان را اینگونه کیفر می دهیم.
سعید نوشته:
مصرع اول بیت آخر درست است، اما نه با ضمه روی ک بلکه با فتحه روی آن که به معنی کاه است. کوه با منظور بیت سازگار نیست، ولی کاه هست.
کمال نوشته:
از حاشیه زیبای شماره پنج متشکرم
سیامک نوشته:
به نظر میرسد که بیت آخر باید:
او که هستى، ره ما را مبند باشد.
سیامک نوشته:
منظورم: اى که هستى ، ره ما را مبند میباشد
سید مجید سادات کیائی نوشته:
در مصرع آخر ” کُهِ هستی” درست است و کاملا با مصرع دوم هم که سخن از کوه قاف دارد سازگار است. ضمنا این کوه است که می تواند راه را بر ما ببندد نه کاه!
مجید نوشته:
پیرو حاشیه شماره ۵ منظور از که همان کاه است که نفس را به آن تشبیه کرده اند که مانع صعود به قله معرفت حق تعالی است.البته کوه هم می توان در نظر گرفت چون مانع صعود است در هر صورت صحیح است.